تبليغاتX
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
(( . . . ققنوس . . . ))



باز بوی باورم خاکستریست واژه های دفترم خاکستریست پیش از اینها حال دگر داشتم هر چه میگفتند باور داشتم


(( . . . ققنوس . . . ))






آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

Download Cod Music



خیلی خسته هستم خیلی

از همه چیز و همه کس دلم می خواد برم یه جایی که هیچ کسی نباشه یه جایی ساکت و بکر

فقط من باشم و خداااااااااااااااااااااااااااا

امروز هیچی خوشحال نمی کرد دلم برای نگین تنگ شده

نمی دونم چرا نمی رسم سراغ

منو ببخش نگین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 16:39  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


امروز به وبلاگ یه دوست به اسم مریم پاییزی سر زدم داشتم مطالبش رو می خوندم در مورد عشق بود خیلی خوشم اومد

داشتم فکر می کردم چرا ادما می گن خیلی عاشقیم ولی تا زمانی که به عشق نرسیده باشن وقتی رسیدن زندگی یک نواخت می شه می رن دنبال یه چیز جدید یه عشق جدید برام همیشه جالب بوده

نمی خوام منکر عشق بشم ولی از هر ۱۰۰ عاشقی ۹۹ تاش الکی هست همیشه اونهای که ادعای عاشقی می کنن از هم توقع دارند ولی عاشق واقعی همه چیز رو برای معشوق می خواد وقتی این مطلب رو خوندم یا زلیخا در فیلم یوسف افتادم چه قدر عاشق بود که حاضر به ذلتی شد حاضر به هر کاری شد از اوج به زیر اومد ولی دست از عشق نکشید اونقدر عاشق و شیدا می شه که خدا دلش به حالش می سوزه اونو به یوسف می رسونه به نظر من اینو می گن عاشقی . 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387 ساعت 16:31  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي.

این حکایت برام خیلی جالب بود نشون می ده که ما بین خدا و خلق خدا یکی را که باید انتخاب کنیم خلق خدا هست و فقط ادای قبولی خدا رو داریم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 12:17  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


خیلی وقته که نیومدم خیلی وقته

چقدر بد هست که ما آدما وقتی که بزرگ می شیم از هم دور می شیم.

کار و مشغله بین همه فاصله می اندازه .

یه زمانی خیلی می اومدم ولی الان شاید ماهها بشه که نیومدم .

برای خودم دلم تنگ شده .

چقدر خوب بود زمانی در یک مقطعی متوقف می شد و ما بزرگ نمی شدیم.

چقدر خوب بود!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ساعت 12:34  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


برگشتم، با همه آنچه داشتم برگشتم

خسته از همه بی‌تفاوتی‌ها

خسته از همه لَج بازی‌های کودکانه

خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن

دلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهد

دستم شبیه دست‌هایت شده

راستی دست‌هایمان چه شکلی بود

بال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌ام

همه زندگی خلاصه شده بود در رسیدن و

حالا که برگشته‌ام آیا مرا می‌بینی؟

آیا مرا نقاشی می‌کنی؟

آیا برایم باز هم می‌خوانی؟

برگشته‌ام با همه آنچه داشته‌ام

نگو نمی‌شناسی‌ام، من شبیه دیروز تواَم

و تو حالا شبیه دیروز من

بیا تو دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم

نگاه کن! خیلی...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ساعت 15:56  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


گفتم :

     خداي من ،

دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را

که پر از دغدغه ي ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ،

آرام برايت بگويم و بگريم ،

در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟

 

گفت:

عزيز تر از هر چه هست ،

تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي

که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي ،

من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي .

من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ،

با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم

 

گفتم :

پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟

 

گفت :

عزيزتر از هر چه هست ،

اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند ،

اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم

تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ،

چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود .

 

گفتم :

آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟

 

گفت :

بارها صدايت کردم ،

آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ،

تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود

که عزيزتر از هر چه هست

از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .

 

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟

 

گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ،

     چيزي نگفتي ،

پناهت دادم تا صدايم کني ،

     چيزي نگفتي ،

بارها گل برايت فرستادم ،

      کلامي نگفتي ،

مي خواستم برايم بگويي

آخر تو بنده ي من بودي چاره اي نبود جز نزول درد

که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي .

 

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟

 

گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد

بار دگر خداي تو را نشنوم ،

تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ،

من مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي کني

وگرنه همان بار اول شفايت مي دادم .

گفتم : مهربانترين خدا ،

دوست دارمت ...

 

گفت :

عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387 ساعت 10:34  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


نمی دونم چرا اینقدر زندگی یکنواخت و تکراری شده

خیلی سعی می کنم که عوض کنم شرایط ولی نمی شه

باز هم تکرار تکرار تکرار تکرار

خیلی خسته کننده است

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 9:28  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


چقدر زود دير مي شود

 

هيچ وقت به اين جمله فكر كرديد كه چه معني و مفهومي مي‌ده

اون موقع كه اين جمله رو هنوز تجربه نكرده بودم به نظرم يه

جمله قشنگ و زيبا بود گوشه و كنار كتاب و دفتر مي نوشتم

ولي هيچ وقت بهش فكر نمي كردم كه معني اون چيه

ولي الان درك مي كنم

من خيلي از زودهاي زندگيم دير شد

اونقدر دير كه هنوز كه هنوزه حسرت اون زودها رو مي خورم

زودهاي كه مي تونستن دير نشن

 

كاشكي ديگه هيچ زودي دير نشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 8:54  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


دوباره سلام

من بعد از دو سال برگشتم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 8:56  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 


خیلی وقته نوشتم خیلی وقته دلم برای نوشتن تنگ

شده برای همه چیز خیلی وقته از همه دور شدم

نمی دونم چی باید بنویسم  از چی برای کی

نمی دونم دلم برای همه تنگ شده برای خودم

برای خدا

راستی دلم برای خدا خیلی تنگ شده

چرا اینقدر ازش دوریم

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 ساعت 22:29  توسط سایه یک گریز پای تنها  | 



انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس